دیگر کم کم دارد باورم می شود این قانون جذب و مسئله ی ارتعاش در مفاهیم چاکرا درمانی هندی را! حقیقتأ نمی دانم چه سرّی در این موضوع نهفته است که گاهی انسان با یک حالت خاصی، حالا اسمش هر چه که باشد مهم نیست، مسلمان بگوید نیت، هندو بگوید ارتعاش، اروپایی بگوید اراده، فُلان مکتب بگوید خواست قلبی و بهمان بگوید انرژی، در جستجوی پاسخی باشد، ناگهان از جایی که فکر نمی کند جوابش را دریافت می کند.
در پُست قبلی نوشتم که اخیراً درگیر این مسئله ی بودن یا نبودن و مرگ و زندگی شدم و چندان به درازای عمرم اهمیتی نمی دهم که بر حسب تقویم و شمارش روزها چقدر باشد، دلم می خواهد برای خودم طولانی باشد طوری که لحظات زندگیم را درک کنم، به درستی حس کنم، نه اینکه غرق در جریان بشوم و دنیا مرا با خودش ببرد، یک دفعه به خودم بیایم ببینم که مثلاً n سال از عمرم گذشته. به همین دلیل زمان مشخص کردم و شروع کردم به شمارش معکوس؛ خیلی تأثیر نداشته ولی انصافاً بی تأثیر هم نبوده پس بنا دارم که این روش را فعلاً ادامه بدهم. اما اصل ماجرا جای دیگری است ...
حسین پسر علی، این نوع خطاب کردن از نظر من یک خطاب مودبانه و به سبک خود آن زمانه است، همچنین نشان دهنده ی عدم جانبداری و تعصب روی موضوع. خب حسین پسر علی، پیشوای سوم جمعی از مسلمانان که خودشان را شیعه می نامند، حداقل 3 تا پسر داشته تا جایی که من اطلاع دارم؛ گویا خیلی هم علاقه مند بوده که اسامی همه را هم علی بگذارد، این خودش یک بحث حاشیه ای عجیب پیرامون این دو برادر (یعنی حسن و حسین) در تاریخ ایجاد کرده که من هم فکر می کنم واقعاً یک حاشیه و توهم است، پس بگذریم... برای اینکه این علی ها قاطی نشوند باید یک پسوند می گذاشتند که با اکبر، اوسط و اصغر مشخص می کردند که همگی صفات ترین در لغت عربی است؛ بنابراین علی ای که از نظر سن در میانه بوده، علی اوسط یا ساده تر علی وسطی نامیده می شده که در میان شیعیان معروف است به سجاد.
به نظر من، سجاد هم از آن دسته پیشوایان شیعه است که در بین خود شیعیان هم مظلوم مانده و چندان بهش توجهی نمی شود، مثل حسن، موسی و امامان 9 و 10 و 11شان. سرنوشت خیلی عجیب و تلخی هم داشته در هر صورت از چرخش روزگار.
بزرگان شیعه اعتقاد دارند که این شخص با توجه به شرایط سیاسی زمانه خودش و امکاناتی که با آن وقایعی که از چند سال قبل از تولدش آغاز شده، از دست رفته، تنها گزینه ای که در اختیار داشته این بوده به قول آن شعر سعدی : بنشیند صبر پیش گیرد * دنباله ی کار خویش گیرد. یعنی به جای رویکرد تهاجمی رویکرد تدافعی و بقا رو انتخاب کرده و چراغ اسلاف و پدران خودش را با نوشتن دعا روشن نگه دارد.
حالا من هم چون در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشودم، یک عدد صحیفه سجادیه در منزل ما در کنار مفاتیح و این قبیل کتب موجود است؛ همین طوری باز کردم و فهرست را نگاه کردم؛ دیدید که می گویند وقتی ذهنت مشغول چیزی باشد، چشمت همه ش آن را می بیند؛ همیشه هم مثال ماشین می زنند
من هم که دنبال مرگ و میر، دیدم یک دعا دارد درباره یاد مرگ!
خواندم خواندم تا رسیدم به جایی که واقعاً چشم هایم گرد شد؛ خیلی برایم جالب است که چیست این انسان، یا مغز انسان، یا عواطف انسان که ممکن دو نفر با این فاصله ی 1000 ساله در ترتیب آمدن به دنیا، شبیه هم فکر کنند یا دغدغه مشابه داشته باشند. در کمال شگفتی آقای علی وسطی هم انگار دنبال کش دار کردن زمان بوده، باور می کنید؟
عبارت عربی اش این است : وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ صَالِحِ الْأَعْمَالِ عَمَلًا نَسْتَبْطِئُ مَعَهُ الْمَصِیرَ إِلَیْکَ
اینقدر برایم عجیب بود که به ترجمه ش شک داشتم و رفتم اینترنت سرچ کردم و مترجمین دیگر را هم بررسی کردم ولی همگی یک مضمون داشتند؛ معنایش در همان ترجمه ی اول این است : و از کارهای شایسته برای ما عملی قرار بده که بازگشت به سوی تو را کُند به حساب آوریم!!
مرگ واقعیت و درد مشترک تمام انسان هاست، همه ی انسان ها؛ چه شاه و چه گدا، چه مومن و چه کافر، درد مشترک گویا به آرزوی مشترک ختم می شود.
ای کاش راه حلش را اگر بلد بوده دقیق تر می گفت
اگر میانگین امید به زندگی ایرانی جماعت را که احتمالاً بابت حوادث سال های اخیر، باید کاهش پیدا کرده باشد، لحاظ کنیم من با 25 سال سن هنوز جوان ناکام به حساب می آیم. با این حال، مدتی است که به مرگ فکر می کنم. نمی دانم شما اولین بار چند ساله یا در چه وضعیتی بودید که به مرگ فکر کردید، اما من به تازگی به طور جدی و در طول روز توجه ام جلب این مسئله ی بودن یا نبودن می شود. ادامه مطلب ...
صبح تا عصر
یکی از مادربزرگان من سال ها پیش از ازدنیا رفته است؛ اما مادربزرگ طرف مادرم هنوز زنده است و خدا بر طول عمرش بیفزاید. مامان بزرگم مثل همه ی مادربزرگ های دیگر یک خانم مسن، خانه دار و همیشه نگران است؛ ادامه مطلب ...
طیف گسترده ای از اهالی وبلاگستان که من صفحات ایشان را دنبال می کردم، کرکره ها را دادند پایین و بساط رو تخته کردند رفتند...
حالا موقت یا دائمی؛ اما تجربه نشان داده که اکثرا باز به عرصه نویسندگی در این تریبون کم فروغ باز خواهند گشت. تا بازگشت ایشان، فعلا بنده جهت خالی نبودن عریضه این علم را برافراشته و این چراغ نیم سوز را زنده نگه خواهم داشت ...
من هم مثلا برگشتم خیر سرم!
سلام من به تو یار قدیمی 
دوش مرا حال خوشی دست داد، رفتم به عوالمی دیگر و کارهای عجیب و خارق عادت از من سر زد که عنان از دست رفت و پای به درازتر از حریم گشت و تجاوز رخ داد
ادامه مطلب ...بعضی از آدم هایی که دنیا آنها را نسبت به دیگران برتری و تفوق می دهد دچار خطای محاسباتی می شوند (چقدر این چند وقت این کلمه رو از جاهای مختلف شنیدم
)؛ عده ای از اینها مثل پادشاهان گذشته و حال این توهم را دارند که از فره ایزدی برخوردار هستند. دسته ی دیگر فکر می کنند که به دلیل لیاقت و شایستگی خودشان چنین جایگاهی پیدا کرده اند. البته شاید دسته های دیگری هم باشد که فعلاً چیزی درباره ی آنها به ذهن من خطور نمی کند.
آهای اینک زمستان 1403 آغاز شده است. امیدوارم زمستان سختی نباشد، اگر بود بهار خوشی در انتظار همه ی ایرانیان و مردم جهان باشد؛ شب یلدا و جشن دیگان بر همگی مبارک ... این روزها در اکثر جاها درباره این شب صحبت می کردند و دلیل نامگذاری و معنای آن را بیان. برای من خیلی جالب است که در آیین باستان ما تعداد بسیار زیادی روز و مناسبت شادی هست و واقعاً در گذشته عادت داشتیم مردمان شادی باشیم و اینکه دقیقاً چه رخ داد که مردمانی عبوس و غمگین و بدبین شدیم از دایره اطلاعات من خارج است،
آرزو می کنم همه به فهمی دست پیدا کنیم که لذت شادی واقعی را تجربه کنیم؛ می گویند حس شادی، حس خاصی است که به نوع جهان بینی و ادراک ما از اطراف و زاویه دیدمان نسبت به پدیده ها وابسته است و یک مهارت به حساب می آید چون نیاز به تمرین دارد تا ملکه بشود. فکر کنم اکثر ما بین حالات شادی و غم نوسان می کنیم و بدبختانه انگار مدت بیشتری را هم همنشین غم و اندوه و فکر و خیال ناراحت کننده هستیم. چقدر چیزهای مهمی هست که هیچ وقت در خانواده و مدرسه به آنها پرداخته نشده؛ شما اگر تشکیل خانواده دادید و یا در شُرُف تحقق این مسئولیت عظیم هستید لطفاً به تربیت یک نسل سالم و فهیم همت بگمارید، برای این کار باید از خودمان شروع کنیم، یقیناً 
یک کانالی در تلگرام هست به اسم SharifGPT در حوزه هوش مصنوعی کار می کند؛ کانال جالبی است واقعاً. امشب یک سری به کانال زدم بحث داغ داشتند درباره مشاغل حساس و احتمال نابودی آنها با هوش مصنوعی. ادمین سوال کرده بود آیا به نظر شما ادامه مطلب ...
در حال صرف شام در معیت خانواده بودیم و کانال های تلویزیون را بالا و پایین می کردیم که رسیدیم به شبکه 3 سیما. گویا یک برنامه ای مناظره مانند هست به اسم "به علاوه یک" که یک مجری، یک کارشناس، چند نفر جوان در دو گروه موافق و مخالف (احتمالاً اصلاح طلب و اصولگرا) و ادامه مطلب ...
نخست وزیر رژیم حاکم بر اسرائیل
جناب نتانیاهو
با اینکه علاقه ای به دنبال کردن اخبار ندارم اما فعل و انفعالات خاورمیانه به قدری بزرگ شده است که رسانه گریزهایی همچون من هم اجباراً در جریان حوادث قرار می گیریم؛ به طور اتفاقی کلیپ شما را در یکی از شبکه های اجتماعی مشاهده کردم
ادامه مطلب ...