آقای رعد

آقای رعد

حالا که همه نویسنده شدن منم بازی!
آقای رعد

آقای رعد

حالا که همه نویسنده شدن منم بازی!

ببین چه سرودم؟!

دوش مرا حال خوشی دست داد، رفتم به عوالمی دیگر و کارهای عجیب و خارق عادت از من سر زد که عنان از دست رفت و پای به درازتر از حریم گشت و تجاوز رخ داد 

 واقعا نمی دانم اما من دیروز هیچ چیز خارج از روتین زندگی خویشتن انجام نداده بوده و نه منکری کردم و نه مُسکری نوشیدم اما این ها رو گویا من گفتم :


نشستم اینجا، من یه گوشه تنها

میدونم بدونِ منم میچرخه دنیا


مینویسم، نه که استعداد دارم

مینویسم چون که جیغ و داد دارم


صدای سرمو، میریزم رو برگه

ننوشتن واسه من، عینه خودِ مرگه


باید نوشت چون که، جامعه مریضه

تا هستم من اینجا، خالی نیستش عریضه


میگم من، حتی اگه اراجیف باشه

شاید لای قارچام گوشت بیف باشه!


کیف کردید؟ به قول جک اسپارو ( جانی دپ در دزدان دریایی کارائیب ) همه این کارها رو بدون این که مست باشم کردم! 

واقعاً خیلی شعور می خواهد درک این سطح از هنر و ادبیات ... 

حالا اگر عمری باقی بود حتماً تفسیرش رو هم قرار خواهم داد.


تقدیم به ساحت مقدس آن بنده خدایی که می گفت : اینجا تهرانه یعنی شهری که ... جداً راست می گفت ولی.

نظرات 3 + ارسال نظر
گیل‌پیشی شنبه 13 بهمن 1403 ساعت 22:21 http://Www.temmuz.blogsky.com

سلام بر مهندس گاهی پیدا.
اولین آهنگ رپی که گوش دادم، اینجا تهرانه... بود
از ادبیات و قالب‌های شعری سر در نمیارم‌.
اما واقعا عالیه که بتونی افکارت رو بیاری رو کاغذ. ادامه بدید.

مرسی

سمیرا چهارشنبه 17 بهمن 1403 ساعت 17:12

سلام آقای رعد بامزه بود شعر و پست

سلام
متشکرم

Lunacy شنبه 25 اسفند 1403 ساعت 11:29 https://lunacy.blogsky.com/

نوشتن برای من همیشه تسکین دردهام بوده و به نظرم گاهی مرا از فراموشی نجات می دهد.

چه خوب
واسه ما از این کاربردها نداره

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد