ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
تقریباً یک ماه قبل از راه انداختن این وبلاگ جهت روزانه نویسی، به وبلاگ های دوستان پیشکسوت سر می زدم و مطالبشان را می خواندم؛ حقیقاً خیلی برایم جذاب بود که عده ای یک گوشه ای را پیدا کردند و در کمال صفا و صمیمیت گفتگو می کنند. دقیقاً به خاطر ندارم، اما یکی از دوستان اهالی اینجا را به ساکنین یک مجتمع (یا ساختمان) تشبیه کرده بود ... خیلی از اینجا خوشم آمده، احساس خیلی بهتری دارم؛ البته هنوز به راحت نوشتن عادت نکردم. در این مورد عمه خانم درست می فرمایند. همچنین از اعضای قدیمی و جدید خیلی تشکر می کنم که من را هم در جمع خودشان پذیرفتند.
خوش اومدی به دنیای وبلاگ نویسی آقای رعد
چند سالته مجردی ؟کارو بارت چیه یه بکراند بده از خودت
سلام خانوم

مجردم، 25 سالمه، کارمند یک شرکت خصوصی ام ولی استخدام نیستم
سلام عمه جان

برای همین جرات شوخی باهات نداشتم

والا من فکر میکردم 60 سال به بالایی
ولی من هرکجا و تو هروبلاگی اسم خودم را ببینم، خیلی شادان میشم.
راه میفتی عمه جان، اصا نگران نباش، به همین سوی چراغ وبلاگت
سلام عمه جان
نه راحت باشید، شوخی کنید، ان شاء الله من را با جنبه خواهید یافت