ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
قبلاً یک کتابی درباره داستان نویسی آسان مطالعه کرده و در وبلاگ معرفی نمودم. اگر دوست دارید میتوانید از طریق کلیک بر اینجا آن پُست را بخوانید. کتابِ خلاصه و مفیدی بود. با بخش ها و زمینه های مختلف نویسندگی به طور کلی آشنا شدم و همچنین ترغیب شدم نوشتن را هم جدی تر دنبال کنم. هر چند تقریباً از آن زمان تا الان با روی آوردن به یادگیریِ یک سری آموختنی های سخت (مثل زبان و شطرنج) از مقدار روزانه نویسی ام کاسته شده ولی خب الان تا حدودی از پس مدیریت کردن این ها برآمدم و بیشتر به شرایط و روال جدید عادت کردم. پس حالا قرار است در تحقق مرحله ی بعدی، گامی جدی و مصمم بردارم. 2 تا کتاب تهیه کردم یکی الکترونیکی و دیگری چاپی (فیزیکی؛ چون ارزان بود!). عنوان آن کتاب الکترونیک که از نرم افزار طاقچه خریداری کردم این است : راهنمای نگارش و ویرایش نوشته ی محمدجعفر یاحقی و ... این کتاب درباره ی اصول نوشتن، املای کلمات اختلافی و شیوه صحیح به کار بردن علائم نگارشی (سجاوندی) است. مثلاً بارها و بارها با این چالش مواجه شدم که وقتی می خواهم کتابِ او را با ضمیر "ش" بگویم، چطور باید بنویسم؟ "کتابش" یا کتاب اش" ؟ اینها و چیزهایی شبیه به این مواردی است که قرار است با خواندن این کتاب آموزش ببینم.
کتاب دومی، که از دیجی کالا با تخفیف! خریدم، نامش هست : کلاس نویسندگی خلاق از مارگارت اتوود. کتاب جالبی است؛ به عبارتی راهنمایی است برای شروع نوشتن و پیدا کردن یک روش مناسب و منسجم برای نوشتن. البته همانطور که اشاره کردم قبلاً درباره ی انگیزه ام برای نویسندگی مطالبی منتشر کردم و حتی از اهالی نازنین بلاگستان هم نظرخواهی به عمل آوردم. مثلاً خانم ماهش فرمودند که جناب جلال میرصادقی کتاب های خوبی در زمینه ی نویسنده شدن دارند، و الحق که راست می گفتند. اما مشکل این است که یک حجم کتاب های ایشان بسیار بلاست و دوم، تبعاً (یعنی به پیروی از مورد قبلی) گران قیمت؛ در نتیجه در مقطع فعلی و با سطح کنونی من، انتخاب آن کتاب ها هندوانه ای بزرگ و کفشی گشادتر از پای من است! پس آن ها را به زمان های نامعلوم آینده موکول می کنم با این امید که بتوانم کتاب های ساده تر را با موفقیت بخوانم و تمرین کنم.
خب در راستای تمرین کردن، که نکته ای بسیار کلیدی در پیشرفت است تصمیمَم بر آن شده که یک بخش جدید به وبلاگ با عنوان داستان کوتاه یا چیزی شبیه به این اضافه کنم. از آن کتاب اولی که خواندم یاد گرفتم باید آثار نویسندگان بزرگ را تحقیقاً مطالعه کرد و بعد تقلید کرد. تا در عمل شیوه و کلمات ایشان را به کار برد تا بلکه ملکه ذهن شود. از طرفی درباره فلسفه ی داستان کوتاه این را می دانم که با ورود به عصر تکنولوژی زندگی ها خیلی عجله ای و پرمشغله شد، در نتیجه نویسندگان تصمیم گرفتند برای اینکه مخاطب کلاً با کتاب غریبه نشود، از حجم داستان های خود بکاهند و داستان کوتاه را پایه گذاری کردند. پس من هم برای شروع، این دو نکته ای را که می دانم عملی خواهم کرد. یعنی از داستان های کوتاه نویسندگان بزرگ تقلید (کپی) خواهم کرد.
کتاب گزیده داستان های کوتاه آنتوان چخوف را از کتابخانه عمومی محله قرض گرفتم. می خواهم یک داستان بخوانم. بعد درباره بخش های مختلف آن مثل شیوه نوشتن، آغاز و پایان و عناصر داستان، آگاهانه تفکر کنم و بعد آن داستان را با زبان خودم و تغییراتی اندک یا زیاد، بازنویسی کنم
شاید بتوانم هر هفته یا هر دو هفته یک داستان کوتاه تقلیدی در وبلاگ منتشر کنم
چخوف بهترین انتخاب ممکنه، واقعا یکی بهترین ها و اولین هاست، مخصوصا توی داستان کوتاه، ماشاالله چه انتخاب عاقلانه و هوشمندانه ای

مرسی
خیلی ممنونم
ماهش جان خیلی اهل مطالعهست.
میتونید به تدریج به طور حرفهای نویسنده بشید.
خدا کنه
داستان کوتاه های چخوف عالیه و ایده شما هم راجع به اون ایده خوبیه موفق باشید.
سلام
مرسی
خیلی خوبه تبریک
متشکرم
عالیههه
آفرین به انگیزه و ذهن خلاقت
ممنونم روحیه میدین
مهندس داستان جدید کو؟!
نویسنده ها اگه خوانند های پیگیری مثل شما داشتن خیلی پر کار میشدن
حالا بالاخره کتابش یا کتاب اش؟
هنوز نرسیدم به این موارد ...
هر چی یاد بگیرم میام میگم
داشتن تعادل خیلی خوبه