ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
والیبال
بازی امروز خیلی بهتر از دو بازی قبلی بود. دست اول یک دفاع روی تور در سمت چپ زمین داشتیم که در موقعیت حمله، دائم توسط حریف دفاع می شد و امتیاز از دست می دادیم و دست اول را هم باختیم. مربی عوضش کرد و بعد نقطه ضعف مان برطرف شد و 3 دست پی در پی برنده شدیم. واقعاً در طی 10 الی 15 سال گذشته بازیکنان قدرتمندی تحویل تیم ملی بزرگسال والیبال شدند. این نشان می دهد که فرآیند استعدادیابی و پرورش آنها خوب انجام می شود. البته منکر این نیستم که بهتر می تواند باشد، همیشه جا برای پیشرفت هست. اما عجب بازیکنی است این امین اسماعیل نژاد، خوش استیل، قد بلند تر (چون همه والیبالیست ها که قدشان بلند هست به جز لیبرو)، چپ دست، قوی و البته باهوش. فکر کنم فقط یک امتیاز از دست داد یا حداکثر 2 تا.
خودم
همچنان مصرانه و فعالانه در تلاش برای ایجاد تغییرات مثبت یا کاهش عادت های منفی هستم. کار ساده ای نیست، همه می دانیم. اگرچه هنوز به تصمیمات قطعی نرسیدم ولی احساس بهتری دارم. باید سعی کنم تا فعالیت های مفید را به صورت روتین دربیاورم. شاید شما جزء آن دسته از افراد باشید که برنامه های سیال و شناور را بیشتر می پسندید اما برای من عمل به برنامه های منظم و پشت سر هم و در یک کلام، روتین وار، راحت تر است.
تشکر و قدردانی
ضمن اینکه از تک تک مخاطبین و دوستانی که لطف می کنند و به بنده سر می زنند، تشکر می کنم، لازم دانستم از کامنت یکی از اهالی تشکر ویژه کنم که انتقادی بیان کردند؛ گفتند خشک می نویسی. طرفدار انتقاد هستم. در یک کتابی می خواندم که ذهن ما، در طی تکامل، از بشر نخستین چیزی را به ارث برده به نام حس کردن خطر؛ یعنی چون در گذشته بشر بی دفاع تر از امروز بوده، قوانین مدنی وجود نداشته، خطر حمله قبیله ی همسایه بسیار زیاد بوده، خانه های آن زمان چندان محکم و ایمن نبوده و در برابر باد و طوفان و باران و ... سریع خراب می شده، فاصله ای بین محیط زندگی انسان و حیوانات درنده نبوده و ... ذهن ما عادت کرده که خطر و نقصی را که احتمال بروز خطر و تهدید را افزایش می دهد، بهتر و راحت تر درک کند. از عواقب دیگر این میراث گذشتگان، منفی بافی، ایرادگیری و تصور کردن حالات بد در هر موقعیت نامطلوب به جای در نظر گرفتن احتمالات مثبت است که این موهبت باعث بقای بشر و پیشرفت او نیز شده است. انتقادپذیری، به نظر من یک هنر و مهارت است. باید با تمرین و تکرار سعی کنیم این مهارت را در خود نهادینه کنیم. با کمال میل از انتقادات شما استقبال می کنم. همچنین اگر در کنار اِشکالی که بیان می کنید، راه حلی هم ارائه بدهید، شادی بنده را دو چندان می کنید.
1. خشک می نویسم؟ (منظور از خشک رو هم اگر یه مقدار توضیح بدین خودش بخشی از راه حله )
2. یعنی نوشته هایم احساس ندارد؟ یک جورایی بی روح است؟
3. این که ادبی و کتابی بنویسم بد است؟ (یا محاوره نوشتن خوبه؟)
4. یا هر نقد و پیشنهاد دیگری که دارید لطفاً بفرمایید
محاوره ای بنویسید به نظرم بهتر باشه
ولی اینجا مال شماست و خودتون هرجور دوس دارید میتونید بنویسید
خیلی ممنونم خانم دکتر که نظر دادین
والا جواب نظرات رو محاوره میدم
ولی چون هدفم تمرین نوشتنه خب ترجیح میدم کتابی باشه
به هر حال خیلی ممنونم
سلام و درود
این دو نوشته ی آخرتون خیلی خوب و روان بود آخه وقتی کتابی می نویسیم نباید نشاط نوشته را کم کنیم شاید هم اون روزها انرژی نداشتید دیشب والیبال برده با انرژی شدید
ممنونم که انتقادپذیرید
خواهش میکنم
سپاسگزارم که کمک میکنین
هر چه میخواهد دل تنگت بگو

من شخصاً در این فضا دوست دارم راحت تر باشم
بقول تراویس تم بی ادبی دارم
به اندازه کافی بیرون اینجا عصاقورت داده هستیم
من از سبک نوشتارتون خوشم میاد
خیلی ممنونم