ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
یک جایی خواندم که کسی از خودش راضی نیست؛ همچنین اشاره کرده که چون پذیرفته حالا حس بهتری دارد.
به نظر من راست می گوید، چون من هم وضعیت مشابهی را تجربه کردم. این که آدم می داند چه چیز درست است ولی نمی تواند آن درست را انجام بدهد، حالش را بد می کند. یک روز دیگر از این تضاد بین باور و عمل خسته شدم و روبه روی آیینه ایستادم. خیلی از خودم خشمگین بودم. چند تا ناسزای آبدار از ته دل نثار خودم کردم و کلمه ی بی شعور را با عمیق ترین احساس و لحن به زبان آوردم. در آن لحظه ی تاریخی پذیرفتم که من مشکل دارم. واقعاً با پذیرفتن این حقیقت حالم بهتر شد؛ نقطه عطفی بود. اما کافی هم نبود ... چون تا مدتی کاملاً شوکه و درگیر این مسئله بودم که آیا فرصت می کنم بهبود پیدا کنم؟ می دانستم تنها من بی شعور نیستم. اما برای اولین بار دیگر دیگران برایم مهم نبودند. اصلاً اهمیتی نمی دادم که چندتا مثل من در حال رنج بردن یا رنج دادن بقیه است. فقط می خواستم بدانم آیا امیدی هست یا نه؟
پذیرش نقصها قدم اول برای تغییر هست
دقیقاً همین طور است
شما شروع کنید، بقیش حله
خدا کند
واقعا اینکه آدم بپذیره که نقص داره، که ایراد کارش کجاست خیلی به بهتر شدنش کمک میکنه
ان شاء الله کم کم خیلی بهتر میشید
ان شاء الله
خیلی ممنونم
همه آدمیم و لابد از همین راهها و با همین اشتباه کردنها می فهمیم که درستش چی بوده.
من دارم این رو گوش می دم. ببینید برای شما هم شاید خوب باشه.
https://www.youtube.com/watch?v=DliWK35dS_w&t=3409s
خیلی ممنونم
هر وقت مطلب مفیدی داشتید حتما به من هم اجازه بدهید آگاه بشوم
سپاسگزارم
سلام
مطلبی که من نوشته بودم خیلی عمیق بود شما درست درکش نکردید!
دوباره بخونیدش و در مورد سایه های روان تحقیق کنید!
سلام
چشم
خیلی ممنونم
اصلا نمی دانم سایه های روان چیه؟!