آقای رعد

آقای رعد

حالا که همه نویسنده شدن منم بازی!
آقای رعد

آقای رعد

حالا که همه نویسنده شدن منم بازی!

راهور! این راهش نیستا!؟

دوش که در خواب ناز بودم، از خدا بی خبر جوانان علاف و بی ملاحظه ای، ساعت 12:30 شب در خیابان می دویدند و قهقه خنده سر داده بودند و انرژی اضافی شان را که معلوم نیست از چه طریق قانونی یا غیر قانونی کسب کرده بودند، با لگد زدن و سرنگون کردن سطل های زباله در آن سکوت شب، تخلیه می کردند. ای پدر ما که در آسمانی، نامت واقعاً مقدس باد، لطفاً باعث و بانی عاطل و باطل شدن جوانان این سرزمین را ننگی ابدی دچار بفرما!

از این شبیخون، من از خواب پریدم و گلاب به روی مبارک همگی خوانندگان محترم، رفتم و دیداری غیرمنتظره با سرویس بهداشتی انجام دادم؛ برگشتم و نگاهی به تلفن همراهم انداختم؛ موبایل را جهت خواب آرام سایلنت می کنم؛ دیدم پیامکی هست؛ در حین زدن رمز داشتم نگران می شدم که با sms راهور مواجه شدم

مالک محترم وسیله نقلیه به شماره پلاک فلان! قبض صادر شده برای شما به شرح زیر است : شماره سریال XYZ ، تاریخ و ساعت : 1405/6/28  09:37

محل تخلف : حقانی ، پیامک با تأخیر، نوع قبض : الصاقی وسیله نقلیه ، تخلف ها : توقف در محل ایستادن ممنوع (توقف مطلقاً ممنوع)

مبلغ : 1000000 ، شناسه قبض و شناسه پرداخت ، پلیس راهور فرماندهی انتظامی یک نوعی از انواع کشورداری

اصلاً و ابداً نمی توانم حالم را توصیف کنم، از فوران احساسات کاملاً متناقض خنده و عصبانیت!!

احتمالاً هنوز متوجه نشدید که چه رخ داده؛ الان عرض می کنم:

اولاً دو روز است که خودرو از جایش در مقابل منزل تکان نخورده؛ دوماً من اصلاً تا حالا آن سمت حقانی نرفتم؛ سوماً امکان ندارد در توقف ممنوع پارک کنم؛ چهارماً قبض الصاقی وسیله نقلیه می دانید یعنی چه؟ یعنی یک افسر یا مأمور قبض جریمه به دستی در یک راستایی رژه می رود و بعد قبض را می نویسد و قرار می دهد زیر برف پاکن ماشین؛ حالا خودرو که اصلاً آنجا نبوده، این یعنی یا پلاک را اشتباه نوشته یا پلاک جعلی بوده و مخدوش یا حین وارد کردن در سیستم اشتباه کردند. پنجماً قبض با تأخیر یعنی اینکه مأمور نوشته یا به قول دکترها نسخه کرده و بعداً آوردند داخل سیستم نسخه خطی جنابشان را وارد کردند، وقتی وارد کردند بین نوشتن و وارد کردن یک فاصله ای هست در نتیجه پیامک برای با تأخیر ارسال شده و delay داشته. ششماً! ولی هنوز فاجعه اصلی ماجرا را متوجه نشدید؛ و چیست آن؟

امروز شنبه 28 شهریور 1405 است؛ ساعت 12:30 بامداد امروز به من sms دادید که 9 ساعت بعد ماشین من را در فلان جا جریمه کردید و الان پیامکش را با تأخیر برای من فرستادید؟؟؟ یاللعجب! به خدای عامون قسم که این واقعاً در یک سطح دیگری است.

چطوری ممکن است 9 ساعت قبل برایم قبض تخلف 9 ساعت بعد را با تأخیر sms کرده باشید! رفتم پلیس + 10. یعنی روز اول کاری هفته، باید از مرخصی اجباری بگیری بروی در اوج شلوغی به چیزی رسیدگی کنی که اصلاً تقصیر تو نیست.

من : سرکار خانم سلام، صبح شما بخیر. برای من یک پیامک جریمه ماشین آمده و من اعتراض دارم چون هیچ جوره درست نیست!

کاربر : سلام، جریمه ی چیه؟ دوربین یا قبض؟

من : قبض الصاقیه

کاربر : میتونین اعتراض کنین ولی در اکثر موارد، قبول نمی کنن؛ چون قبضیه که مأمور نوشته زده روی ماشین؛ قبول نمی کنن معمولاً

من : بله اینها رو هفته پیش هم فرمودین!

کاربر : چی؟ یعنی هفته ی پیش هم اومده بوده؟

من : بله، 22م یه قبض برام صادر کردن که اون هم غلط بود، همین حقانی زده بود که من اصلاً اونجا تردد ندارم. شما فرمودین قبول نمی کنن و اشتباه شده و من هم گفتم به خاطر 100 تومن نرم این همه راهو، کارهای دیگه ای هم دارن مردم، طبیعتاً !؟ این دفعه ولی اصلاً پیامکش غلط است و من مدرک دارم؛ الان هشت و نیم صبحه، ساعت جریمه من برای 1 ساعت آینده س؟!

کاربر : چی؟ هههههه (می خندد)

من : بفرمایین نگاه کنین (گوشی را می دهم به ایشان)

کاربر : وااااای راست میگه! هههههههه (مجدداً می خندد)

کاربر : خب اعتراض بزنین دیگه.

من : بعدش باید برم راهور؟

کاربر : آره، آدرسش روی بُرد هست، اونجا.

من : باشه، اوکی.

کاربر : این پرینت خلافی تون؛ کارت بانکی لطف کنین

من : بفرمایین ... ولی این درست نیستا؟! در هر صورت این برای مردم باخت است! برام جریمه زدن، اگه اعتراض کنم باید پول بدم، حتی اگه اعتراضم قبول بشه باز هم جیبم رو زدن! یعنی یه طوری چیده که چه اعتراض کنی چه نکنی در هر صورت یه پولی بره تو جیب اینها؛ و علافیش و هزینه رفت و آمد رو هم مردم لحاظ کنن به این نتیجه برسن که اگه جریمشون کردن همون برن جریمه رو بدن، از دغدغه اعتراض کردن بهتره! این واقعاً زشته

کابر : چی بگم والا!


ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه پلیس + 10 را به مقصد راهور ترک کردم و 45 دقیقه بعد رسیدم به مقصد؛

سرباز دم در : گوشی، فندک، سیگار ... داخل کیفت رو هم ببینم

من : بفرما ...

سرباز : اینا چیه تو جیبت؟

من : کیف کارت های بانکی؛ گوشی رو تحویل بدم الان چطوری حرفم رو ثابت کنم، پیامک رو باید نشون بدم بهشون؟

سرباز : نمی خواد خودشون دارن

من : (پذیرش از روی اکراه و با تعجب)


رفتم داخل؛ خدا را شکر برای باجه تخلف رانندگی کسی در صف نبود.

من : سرکار استوار سلام، من به این قبض تخلف اعتراض دارم.

استوار برگه را گرفت و روی میز سرهنگی که پُشت سیستم نشسته بود گذاشت.

سرهنگ بعد از چند لحظه برگه را برداشت و یک نگاه سرسری کرد و با بی ادبی تمام برگه را روی میزش پرت کرد که خب چیه؟ اعتراض نداره که؟

من با چهره ی برافروخته سرم را جلوی باجه گرفتم و بلند گفتم : امروز 28 شهریور و ساعت هنوز 9 و 30 نشده جناب سرهنگ و من اینجا هستم و تخلف برای حقانی ثبت شده!

سرهنگ در حالی که خودش را جمع کرد و روی صندلیش عقب رفت، گفت : آهان! فلانی یه برگه بده بهش پُر کنه

استوار : قسمت بالاش رو پُر کن.

من : بله (با بی میلی و عصبانیت)

بعد از چند دقیقه برگه را تحویل دادم.

من : بفرمایین؛ خب این خیلی بده ها؛ اشتباهو یکی دیگه کرده و هزینه و دردسر و علافیش رو من باید تحمل کنم؛ هفته قبل هم همینطوری شده ها.

استوار : ببین، این دفعه رو قبول کردیم، ولی دفعه بعدی قبول نمیکنیم باید گزارش داشته باشی.

من : گزارش چی؟

استوار : باید زنگ بزنی 110 بگی یا همون موقع بری برگه ... (یه چیزی که نفهمیدم چی گفت) بگیری.

من : استوار ! پیامک 12 و 30 شب اومده ، مردم که نمی تونن هر وقت یه پیامک براشون اومده گزارش و فلان جور کنن در لحظه بیارن

استوار : دیگه چاره ش همینه که گفتم

من در حالی که دستی به چانه و گونه هایم به نشان تفکر و تأسف می کشیدم عقب رفتم و چند سناریو که همگی به ضرب و شتم و فحاشی و در نهایت بازداشتگاه رفتن خودم  ختم می شد فکر کردم؛ شیطان را درود فرستادم که بعضی در این سرزمین ایشان را سفید رو کرده و تمام گناهانش را پاک کرده اند.


راهور ! این راهش نیستا؟!

شیوه جدید تیغ زدن مردم است؟

واجب شد  در پُست بعدی خودم حتماً کلمه ی "مسئول" را توضیح بدهم که یعنی چه.


در قرآن سوره ای هست به نام "نوح" . خیلی این سوره جالب است. به عبارتی درد دل های نوح با خداوند خلاصه بیان می شود؛ آیات 26 و 27 و 28 که سه آیه پایانی هستند بسیار مناسب بعضی هاست؛ می گوید که:

خداوندا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی نگذار! که اگر آنها را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز نسلی بدکار و ناسپاس زاد و ولد نمی کنند. پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه ام درآید و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز و ستمکاران را جز هلاکت میفزای!


حالا این مشکل من که چیز کوچکی بوده، ولی انصافاً خدایا! هستند کسانی در این مرز و بوم که حقیقتاً هر ثانیه ای که زنده هستند آسیبی بزرگ به کسی یا چیزی مهم وارد می کنند؛ شما لطفاً رسیدگی بفرمایید